تبليغاتX
 "ZolmaT"
"ZolmaT"
Death metal
valkyries ride

درود بر تمامی دوستان و بازدیدکنندگان عزیز
این نوشته آخرین مطلب درج شده در این وبلاگ در سال جاریست به همین علت سعی کردم برای حسن ختام تمامی ترجمه های یک سال گذشته شعر مناسبی را آماده کنم که امیدوارم این ترجمه نیز مانند سایر ترجمه های گذشته مورد قبول شما عزیزان قرار بگیرد
در ضمن از تمامی کسانی که در طول مدت فعالیت این وبلاگ از ابتدا تا کنون مشوق و همواره تکیه گاهی محکم و استواری برای من بودند تشکر و قدر دانی کنم
البته کار این وبلاگ به انتها نرسیده و همچنان مانند گذشته به فعالیت خود ادامه خواهد داد
در انتها نیز برای شما سالی خوش و سرشار از موفقیت را برایتان آرزو مندم

موفق و پیروز باشید


Valkyries Ride

 

Band : amon amarth
Genre : melodic ( viking ) death metal
Album : the fate of norns
Song : valkyries ride

 

 

تاخت و تاز ندیمه های ادن


Soon a new day will be spawned
Scattered fires glow
Soon first blood will be drawn
And dying ambers glow

به زودی روز دیگری آغاز خواهد شد
شعله های آتش در همه جا پخش شده
به زودی اولین خون ریخته خواهد شد
و شعله های کهربایی رنگ که رو به زوالند


They await the suns first rays
Anticipation running high
The Norns are counting numbered days
Hear the war-cry rise

آنها منتظر طلوع خورشید هستند
پیش بینی ها پیش از موعد مقرر به وقوع پیوسته
وایکینگها روزهایی چند است که
صدای جنگ و مبارزه را میشنوند (در حال جنگ هستند)


See the Valkyries ride!
See the Valkyries ride!

تاخت تاز ندیمه های ادن را ببین
تاخت تاز ندیمه های ادن را ببین


They meet upon this hallowed field
Now the end is near
Two armies not about to yield
The smell of death in the air

آنها بر فراز این سرزمین مقدس گرد آمده اند
اکنون پایان کار نزدیک است
تنها دو سرباز باقی مانده اند که آنها نیز کاری از پیش نخواهند برد
بوی مرگ در هوا پیچیده است


This field has served as battle ground
Since the dawn of this world
Through the years a lot of blood
Has been poured into this earth

این سرزمین تبدیل به میدان جنگ شده
پس از به وجود آمدن این دنیا ( از همان ابتدای خلقت زمین )
در تمامی سالها ( از از گذشته تا کنون ) جنگ و نزاع وجود داشته و همیشه باران خون
بر این زمین باریده است


Warrior's eyes full of purest rage
Steel cutting flesh
Spilling guts and severing heads
Sending men to their death

چشمان جنگجویان پر از نابترین خشمهاست
شمشیر ها بدن ( سربازان را ) قطقطعه میکنند
شکمها را میدرند و سرها را میخورند
آنها مردها ( جنگجویان ) را به کام مرگ میکشند


Ride, ride, ride Valkyries
Ride, ride, ride Valkyries

تاخت تاز ندیمه های ادن را ببین
تاخت تاز ندیمه های ادن را ببین


The screams of dying men
The comfort in their eyes
Here they come, by Oden sent
See the Valkyries ride

صدای فریاد مردانی ( جنگجویان ) که در حال مرگ هستند
راحتی و آسایش در چشمانشان ( سو سو میزند )
فرستاده های ادن به اینجا رسیده اند
تاخت تاز ندیمه های ادن را ببین


Fallen men lie all around
Their dead eyes look to the sky
And as the swordplay rambles on
They see the Valkyries ride

جسد مردان ( جنگجویان ) مرده در همه جا دیده میشود
چشمان مرده آنها به آسمان خیره شده
و هنگامیکه جنگ و مبارزه پایان یابد
آنها تاخت تاز ندیمه های ادن را میبینند

 


?king lir | در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 ساعت 21:32 | پیوند |
The fate of norns

درود بر تمامی عزیزان

این با ر برای پست جدید ترجمه آهنگی بسیار زیبا از گروه Amon amarth رو آماده کردم 

این پست توضیح چندانی لازم ندارد وبه همین دلیل من از از نوشتن  مقدمه خودداری میکنم 

امیدوارم که مثل همیشه مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد

 

 

The Fate Of Norns

 

 

 

Band  : Amon amarth

 (Genre: melodeath (Viking metal

Album: fate of norns

Song   : fate of norns

 

 

 

 سرنوشت وایکینگها

 

 

 

I feel a chill in my heart

Like lingering winter cold

I and my son are torn apart

He was just 6 winters old

 

من در درون قلبم سرمای یاس و نا امیدی را احساس میکنم

( سرمایی ) مانند سرمای آخر زمستان

من و پسرم به شدت آسیب دیده ایم  ( البته پسرش مرده )

او تنها ۶ ساله بود

 

 

My first-born was he

And the last of my kin

The last one to carry my name

Death smiled at him its deadly grin

There is no one for me to blame

 

او فرزند ارشد من بود

تنها باقیمانده از خانواده و قوم و خویش من

آخرین بازمانده ای که نام مرا زنده نگه میداشت

مرگ نیشخند مهلک خود را بر او نمایان کرده

اینجا هیچکس نیست که او را مقصر بدانم ( تنها خود من مقصرم )

 

 

The fate of Norns await us all

There is no way to escape

The day to answer Oden's call

Or walk through hel's gate

 

تقدیر مردان شمال در انتظار همه ماست ( تقدیر و سرنوشت همه وایکینگها همین بوده است ) ( تا بوده همین بوده )

هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد

روز پاسخ به دعوت ادن

یا شاید روزی که باید در آن پا بر دروازه جهنم گذاشت

 

 

I carry him to my ship

He seems to be asleep

But the deep blue colour of his lips

Is enough to make me weep

 

من او را به درون کشتی خود بردم

به نظر میرسد که او خوابیده است

اما رنگ آبی  تیره ای ( که از شدت سرما ) بر لبان او نقش بسته

کافیست تا مرا به گریه بیاندازد ( چون این نشانه آن است که پسر من مرده )

 

 

No man should have to bury his child

Yet this has been my share

The tears i shed run bitter and wild

It's a heavy burden to bear

 

هیچ مردی نباید فرزندش را به خاک بسپارد

او هنوز قسمتی از وجود من است

اشکهای تلخ و دردناکی که من میریزم

بار سنگینی است که از تحمل من خارج است

 

 

His body feels so light in my arms

His skin is pale as snow

Yet his weight feels heavy in my heart

As my sadness continues to grow

 

بدن سبک او را در آغوشم احساس میکنم ( در اغوش گرفته ام )

پوست او همچون برف سفید شده است

اما هنوز غم از دست دادن او در قلبم سنگینی میکند

به طوریکه هر لحظه غم و اندوه مرا بیشتر میکند

 

 

Allfather!

What fate has been given me?

Why must I suffer?

Why must I feel this pain?

Allfather!

LIfe has lost it's meaning to me

I think I'm going insane!

 

اجداد من ( پدران من ) ( یا جدا )

این چه سرنوشت ( شومی ) است که به من اعطا کرده اید ( برای من به ارث گذاشته اید ) ؟

من برای چه باید رنج بکشم ؟

من برای چه باید این درد و رنج را احساس کنم ؟

اجداد من ( پدران من ) ( یا جدا )

زندگی ( پس از مرگ فرزندم ) دیگر معنی و مفهمومی برای من ندارد

من دارم دیوانه میشم

 

 

I lay him down on a pyre

A burial worthy a king

And as I lie down by his side

I hear the weaving norns sing

 

پسرم را بر توده هیزمی که برای سوزاندن جسد او جمع کرده ام خواباندم

او را چنان که شایسته یک پادشاه است تدفین کردم

و خود نیز در کنار او خوابیدم ( و خود را نیز با او سوزاندم تا بمیرم )

و زمانی که در حال مردن بودم صدای آواز تمام وایکینگها را که پیش از من مرده بودند را میشنیدم ( آوازی که به معنی خوش آمد گویی برای ورود به دنیایی دیگر بود )

 

 

The fate of Norns await us all

There is no way to escape

The day to answer Oden's call

Or walk through hel's gate

 

تقدیر مردان شمال در انتظار همه ماست ( تقدیر و سرنوشت همه وایکینگها همین بوده است ) ( تا بوده همین بوده )

هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد

روز پاسخ به دعوت ادن

یا شاید روزی که باید در آن پا بر دروازه جهنم گذاشت

 

 

The fate of Norns await us all

I know this to be true

It's time to answer Odens's call

My son, he calls for me and you

 

تقدیر مردان شمال در انتظار همه ماست ( تقدیر و سرنوشت همه وایکینگها همین بوده است ) ( تا بوده همین بوده )

هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد

روز پاسخ به دعوت ادن

یا شاید روزی که باید در آن پا بر دروازه جهنم گذاشت

 


?king lir | در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 15:33 | پیوند |
Dead sky dawning

درورد بر همگي
اين پست متعلق به شعري از گروه hypocrisy مي باشد كه در آن روايتي ازدنياي آينده بيان شده . در واقع اين شعر نوعي پيش گويي در مورد آينده بشريت است .
در كل اين شعر مضموني پرمحتوا به همراه فضاي كاملا استراتژيك دارد كه در آن به خوبي مفهوم و مقصودي را كه شاعر قصد ارايه آن را داشته ميتوان درك و لمس كرد
باز هم مثل هميشه اميد دارم كه مورد پسند و استفاده همه عزيزان قرار بگيرد


dead sky dawning

 

band : hypocrisy
genre: melodic death metal
album : the arrival
song : dead sky dawning

 


طلوع آسمان مرده

 

I woke up screaming from a nightmare
That seemed so real
A horrified vision of the skyline
Covered up in steel
I stumble outside, everything around me had changed
I could not believe my eyes
I stare into a world rearranged


من با وحشت از كابوسي كه  ديده ام در خواب برخواستم
اون رويا خيلي واقعي به نظر ميرسيد
اون رويا تصويري ترسناك از افق آسمان بود
كه با پولاد پوشانده شده بود ( پر از شمشير بود )
من از ديدن اين صحنه از ترس به خود ميلريزدم  ، و همه چيز در اطراف من ناگهان تغيير كرد
من نميتوانستم چيزي را كه ميبينم باور كنم
من خيره شدم به دنيايي كه از نو بنا شده بود

 

My heart was pounding faster
Am I awake or still in a dream
The vision of final disaster
The vision of empty streams


ضربان قلبم تند شده بود
من بيدارم يا هنوز در خواب رويا هستم ؟
تصويري از نهايت مصيبت و بدبختي
منظره اي از رودهايي كه خشك و بي آب شده اند

 

I see a dead sky dawning
A lethal encounter of the first degree
I see a dead sky dawning
No mercy for you, No mercy for me
I see a dead sky dawning
A lethal encounter of the first degree
I see a dead sky dawning
It's the end for you, It's the end for me


من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
برخوردي مهلك از كرانه هاي افق
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
هيچ بخشش و شفقتي براي تو و من وجو ندارد
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
برخوردي مهلك از كرانه هاي افق
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
اين براي من و تو پايان همه چيز است

 

The world is silent
Only the life from above can be seen
Mercy comes and blinded me
All fates creates and within for me


جهان آرام و ساكت شده
فقط روح زندگي در آسمانها جاريست
موهبتي به من شد و مرا نابينا كرد ( تا اين همه مصيبت را نبينم )
در درونم تمام سرنوشت شوم خود را به ياد مي آوردم

 

It' s not of this world
Our senses disappears
Something within me tells me
It's the end of humanity


اين ( منظره ها ) مطعلق به اين دنيا نيست
تمام احساسات ما از بين رفته
چيزي در درونم به من ميگويد
اين پايان كار بشريت است

 

My heart was pounding faster
Am I awake or still in a dream
The vision of final disaster
The vision of empty streams
Released from this nightmare
Let me wake up to find the world I knew
But then I see the things that surround me
I realize we are the chosen few


ضربان قلبم تند شده بود
من بيدارم يا هنوز در خواب رويا هستم ؟
تصويري از نهايت مصيبت و بدبختي
منظره اي از رودهايي كه خشك و بي آب شده اند
مرا از اين رويا رها كن
اجازه بده بيدار شوم تا دنيايي را كه ميشناسم بيابم
اما نگهان چيزهايي كه در اطراف من گرد آمده بودند را ديدم
و فهميدم كه تنها عده كمي زنده مانده اند

 

It's the end for me
They've come to take me away
Remembered as their prey
The execution right now taking fligh


اين پايان كار من بود
آنها آمده بودند تا من را با خود ببرند
انگار كه من قرباني آنها هستم
و من تنها كاري كه ميتوانستم انجام دهم اين بود كه از آنجا بگريزم

 


?king lir | در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 22:14 | پیوند |