موفق و پیروز باشید
Valkyries Ride
Band : amon amarth
Genre : melodic ( viking ) death metal
Album : the fate of norns
Song : valkyries ride
تاخت و تاز ندیمه های ادن
Soon a new day will be spawned
Scattered fires glow
Soon first blood will be drawn
And dying ambers glow
به زودی روز دیگری آغاز خواهد شد
شعله های آتش در همه جا پخش شده
به زودی اولین خون ریخته خواهد شد
و شعله های کهربایی رنگ که رو به زوالند
They await the suns first rays
Anticipation running high
The Norns are counting numbered days
Hear the war-cry rise
آنها منتظر طلوع خورشید هستند
پیش بینی ها پیش از موعد مقرر به وقوع پیوسته
وایکینگها روزهایی چند است که
صدای جنگ و مبارزه را میشنوند (در حال جنگ هستند)
See the Valkyries ride!
See the Valkyries ride!
تاخت تاز ندیمه های ادن را ببین
تاخت تاز ندیمه های ادن را ببین
They meet upon this hallowed field
Now the end is near
Two armies not about to yield
The smell of death in the air
آنها بر فراز این سرزمین مقدس گرد آمده اند
اکنون پایان کار نزدیک است
تنها دو سرباز باقی مانده اند که آنها نیز کاری از پیش نخواهند برد
بوی مرگ در هوا پیچیده است
This field has served as battle ground
Since the dawn of this world
Through the years a lot of blood
Has been poured into this earth
این سرزمین تبدیل به میدان جنگ شده
پس از به وجود آمدن این دنیا ( از همان ابتدای خلقت زمین )
در تمامی سالها ( از از گذشته تا کنون ) جنگ و نزاع وجود داشته و همیشه باران خون
بر این زمین باریده است
Warrior's eyes full of purest rage
Steel cutting flesh
Spilling guts and severing heads
Sending men to their death
چشمان جنگجویان پر از نابترین خشمهاست
شمشیر ها بدن ( سربازان را ) قطقطعه میکنند
شکمها را میدرند و سرها را میخورند
آنها مردها ( جنگجویان ) را به کام مرگ میکشند
Ride, ride, ride Valkyries
Ride, ride, ride Valkyries
تاخت تاز ندیمه های ادن را ببین
تاخت تاز ندیمه های ادن را ببین
The screams of dying men
The comfort in their eyes
Here they come, by Oden sent
See the Valkyries ride
صدای فریاد مردانی ( جنگجویان ) که در حال مرگ هستند
راحتی و آسایش در چشمانشان ( سو سو میزند )
فرستاده های ادن به اینجا رسیده اند
تاخت تاز ندیمه های ادن را ببین
Fallen men lie all around
Their dead eyes look to the sky
And as the swordplay rambles on
They see the Valkyries ride
جسد مردان ( جنگجویان ) مرده در همه جا دیده میشود
چشمان مرده آنها به آسمان خیره شده
و هنگامیکه جنگ و مبارزه پایان یابد
آنها تاخت تاز ندیمه های ادن را میبینند
درود بر تمامی عزیزان
این با ر برای پست جدید ترجمه آهنگی بسیار زیبا از گروه Amon amarth رو آماده کردم
این پست توضیح چندانی لازم ندارد وبه همین دلیل من از از نوشتن مقدمه خودداری میکنم
امیدوارم که مثل همیشه مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد
The Fate Of Norns
Band : Amon amarth
(Genre: melodeath (Viking metal
Album: fate of norns
Song : fate of norns
I feel a chill in my heart
Like lingering winter cold
I and my son are torn apart
He was just 6 winters old
من در درون قلبم سرمای یاس و نا امیدی را احساس میکنم
( سرمایی ) مانند سرمای آخر زمستان
من و پسرم به شدت آسیب دیده ایم ( البته پسرش مرده )
او تنها ۶ ساله بود
My first-born was he
And the last of my kin
The last one to carry my name
Death smiled at him its deadly grin
There is no one for me to blame
او فرزند ارشد من بود
تنها باقیمانده از خانواده و قوم و خویش من
آخرین بازمانده ای که نام مرا زنده نگه میداشت
مرگ نیشخند مهلک خود را بر او نمایان کرده
اینجا هیچکس نیست که او را مقصر بدانم ( تنها خود من مقصرم )
The fate of Norns await us all
There is no way to escape
The day to answer Oden's call
Or walk through hel's gate
تقدیر مردان شمال در انتظار همه ماست ( تقدیر و سرنوشت همه وایکینگها همین بوده است ) ( تا بوده همین بوده )
هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد
روز پاسخ به دعوت ادن
یا شاید روزی که باید در آن پا بر دروازه جهنم گذاشت
I carry him to my ship
He seems to be asleep
But the deep blue colour of his lips
Is enough to make me weep
من او را به درون کشتی خود بردم
به نظر میرسد که او خوابیده است
اما رنگ آبی تیره ای ( که از شدت سرما ) بر لبان او نقش بسته
کافیست تا مرا به گریه بیاندازد ( چون این نشانه آن است که پسر من مرده )
No man should have to bury his child
Yet this has been my share
The tears i shed run bitter and wild
It's a heavy burden to bear
هیچ مردی نباید فرزندش را به خاک بسپارد
او هنوز قسمتی از وجود من است
اشکهای تلخ و دردناکی که من میریزم
بار سنگینی است که از تحمل من خارج است
His body feels so light in my arms
His skin is pale as snow
Yet his weight feels heavy in my heart
As my sadness continues to grow
بدن سبک او را در آغوشم احساس میکنم ( در اغوش گرفته ام )
پوست او همچون برف سفید شده است
اما هنوز غم از دست دادن او در قلبم سنگینی میکند
به طوریکه هر لحظه غم و اندوه مرا بیشتر میکند
Allfather!
What fate has been given me?
Why must I suffer?
Why must I feel this pain?
Allfather!
LIfe has lost it's meaning to me
I think I'm going insane!
اجداد من ( پدران من ) ( یا جدا )
این چه سرنوشت ( شومی ) است که به من اعطا کرده اید ( برای من به ارث گذاشته اید ) ؟
من برای چه باید رنج بکشم ؟
من برای چه باید این درد و رنج را احساس کنم ؟
اجداد من ( پدران من ) ( یا جدا )
زندگی ( پس از مرگ فرزندم ) دیگر معنی و مفهمومی برای من ندارد
من دارم دیوانه میشم
I lay him down on a pyre
A burial worthy a king
And as I lie down by his side
I hear the weaving norns sing
پسرم را بر توده هیزمی که برای سوزاندن جسد او جمع کرده ام خواباندم
او را چنان که شایسته یک پادشاه است تدفین کردم
و خود نیز در کنار او خوابیدم ( و خود را نیز با او سوزاندم تا بمیرم )
و زمانی که در حال مردن بودم صدای آواز تمام وایکینگها را که پیش از من مرده بودند را میشنیدم ( آوازی که به معنی خوش آمد گویی برای ورود به دنیایی دیگر بود )
The fate of Norns await us all
There is no way to escape
The day to answer Oden's call
Or walk through hel's gate
تقدیر مردان شمال در انتظار همه ماست ( تقدیر و سرنوشت همه وایکینگها همین بوده است ) ( تا بوده همین بوده )
هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد
روز پاسخ به دعوت ادن
یا شاید روزی که باید در آن پا بر دروازه جهنم گذاشت
The fate of Norns await us all
I know this to be true
It's time to answer Odens's call
My son, he calls for me and you
تقدیر مردان شمال در انتظار همه ماست ( تقدیر و سرنوشت همه وایکینگها همین بوده است ) ( تا بوده همین بوده )
هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد
روز پاسخ به دعوت ادن
یا شاید روزی که باید در آن پا بر دروازه جهنم گذاشت
درورد بر همگي
اين پست متعلق به شعري از گروه hypocrisy مي باشد كه در آن روايتي ازدنياي آينده بيان شده . در واقع اين شعر نوعي پيش گويي در مورد آينده بشريت است .
در كل اين شعر مضموني پرمحتوا به همراه فضاي كاملا استراتژيك دارد كه در آن به خوبي مفهوم و مقصودي را كه شاعر قصد ارايه آن را داشته ميتوان درك و لمس كرد
باز هم مثل هميشه اميد دارم كه مورد پسند و استفاده همه عزيزان قرار بگيرد
dead sky dawning
band : hypocrisy
genre: melodic death metal
album : the arrival
song : dead sky dawning
طلوع آسمان مرده
I woke up screaming from a nightmare
That seemed so real
A horrified vision of the skyline
Covered up in steel
I stumble outside, everything around me had changed
I could not believe my eyes
I stare into a world rearranged
من با وحشت از كابوسي كه ديده ام در خواب برخواستم
اون رويا خيلي واقعي به نظر ميرسيد
اون رويا تصويري ترسناك از افق آسمان بود
كه با پولاد پوشانده شده بود ( پر از شمشير بود )
من از ديدن اين صحنه از ترس به خود ميلريزدم ، و همه چيز در اطراف من ناگهان تغيير كرد
من نميتوانستم چيزي را كه ميبينم باور كنم
من خيره شدم به دنيايي كه از نو بنا شده بود
My heart was pounding faster
Am I awake or still in a dream
The vision of final disaster
The vision of empty streams
ضربان قلبم تند شده بود
من بيدارم يا هنوز در خواب رويا هستم ؟
تصويري از نهايت مصيبت و بدبختي
منظره اي از رودهايي كه خشك و بي آب شده اند
I see a dead sky dawning
A lethal encounter of the first degree
I see a dead sky dawning
No mercy for you, No mercy for me
I see a dead sky dawning
A lethal encounter of the first degree
I see a dead sky dawning
It's the end for you, It's the end for me
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
برخوردي مهلك از كرانه هاي افق
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
هيچ بخشش و شفقتي براي تو و من وجو ندارد
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
برخوردي مهلك از كرانه هاي افق
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
اين براي من و تو پايان همه چيز است
The world is silent
Only the life from above can be seen
Mercy comes and blinded me
All fates creates and within for me
جهان آرام و ساكت شده
فقط روح زندگي در آسمانها جاريست
موهبتي به من شد و مرا نابينا كرد ( تا اين همه مصيبت را نبينم )
در درونم تمام سرنوشت شوم خود را به ياد مي آوردم
It' s not of this world
Our senses disappears
Something within me tells me
It's the end of humanity
اين ( منظره ها ) مطعلق به اين دنيا نيست
تمام احساسات ما از بين رفته
چيزي در درونم به من ميگويد
اين پايان كار بشريت است
My heart was pounding faster
Am I awake or still in a dream
The vision of final disaster
The vision of empty streams
Released from this nightmare
Let me wake up to find the world I knew
But then I see the things that surround me
I realize we are the chosen few
ضربان قلبم تند شده بود
من بيدارم يا هنوز در خواب رويا هستم ؟
تصويري از نهايت مصيبت و بدبختي
منظره اي از رودهايي كه خشك و بي آب شده اند
مرا از اين رويا رها كن
اجازه بده بيدار شوم تا دنيايي را كه ميشناسم بيابم
اما نگهان چيزهايي كه در اطراف من گرد آمده بودند را ديدم
و فهميدم كه تنها عده كمي زنده مانده اند
It's the end for me
They've come to take me away
Remembered as their prey
The execution right now taking fligh
اين پايان كار من بود
آنها آمده بودند تا من را با خود ببرند
انگار كه من قرباني آنها هستم
و من تنها كاري كه ميتوانستم انجام دهم اين بود كه از آنجا بگريزم
