تبليغاتX
 "ZolmaT"
"ZolmaT"
Death metal
the art of 20th century

the art of 20th century

 


band  : yattering
gener : technical brutal death metal
album : murder's consept
song   : the art of 20th century

 


هنر قرن بيستم

 


I relase your blood
I let flow - more
And more - I smash
Pieces of you on the wall
Your body no longer resists -
You are to surrender -
- You are to die.


من خونت را آزاد ميكنم ( ميريزم )
اجازه ميدهم ( خونت ) جاري شود _ بيشتر
و باز هم بيشتر - من ميكوبم
قطعات ( تكه تكه شده بدنت را ) به ديوار
بدن تو بيش از اين تاب مقاومت ندارد
تو تسليم ميشوي
تو خواهي مرد

 

Murder instinct - madness
I entertain the world
Society turns
Reality to nightmare
I kill - therefore I am


غريزه آدم كشي - ديوانگي
من دنيا را سرگرم ميكنم
جامعه ( سياست مداران )
حقيقت را به كابوس شبانه تبديل ميكند
من ميكشم - براي همين منظور ( زندگي ميكنم )

 

Be quiet boy,
Why do you fear?
I'll highlight your life...
...on TV they'll show you -
-With a razor
I rip your crotch
Don't blame me for this...


پسر آرامي باش
چرا ميترسي؟
من زندگي تو را روشن خواهم كرد ( تو را به شهرت ميرسانم )
در تلويزيون تو را نشان خواهند داد
به همراه يك تيغ ( در دستت )
من شاهرگت را ميبرم
به خاطر اين كار مرا سرزنش نكن

 

Be quiet boy.
Expression -
-With an axe I create
The art. of the 20TH century.


پسر آرامي باش
قيافه ( تو )
همراه با تبري كه من ساخته ام ( منظور اين است كه با تبر صورتت را تكه تكه ميكنم )
هنر قرن بيستم

 

A scream...
Why do you scream girl question
We'll entertain the people
Be polite,
You're so important to me
A piece of flash... I need you
You are to surrender -
-You are to die
Bloody dream - therefore I am!


يك جيغ
از اون دختر پرسيدم چرا جيغ ميزني
ما مردم را سرگرم خواهيم كرد
مؤدب باش
تو براي من خيلي اهميت داري
يك جلوه كم نور - من تو را ميخواهم ( به تو احتياج دارم )
تا تسليمت كنم ( از بين ببرم )
تا تو را بكشم
روياي خونين - براي همين من زنده ام


 


?king lir | در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 17:35 | پیوند |
k.l letter

اطلاعيه

با درود بر متالرها و دوستان عزيز كه به اين وبلاگ سرميزنند

sweettears نام وبلاگي است تخصصي در مورد doom metal كه در راستاي هدف من كه همانا اطلاع رساني صحيح به جامعه متالرهاي ايران ميباشد شكل گرفته كه نويسندگي اين وبلاگ نيز به عهده خود من ميباشد

همانطور كه گفته شد در اين وبلاگ تنها در مورد biography و lyric هايي نوشته ميشود كه در سبك doom metal طبقه بندي شده باشند

با اميد به اين كه اين وبلاگ هم مانند zolmat بتواند راهگشايي براي دوستان عزيز باشد لينك آن را در زير قرار ميدهم

doom metal

 


?king lir | در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 ساعت 17:5 | پیوند |
a fury divine

A fury divine

 

 

 

 

Band : amon amarth

Gener: melodic death ( viking ) metal

Album : the crusher

Song : a fory divine

 

 

 

خشم خدايي



Death is drawing near
I know it's true but I have no fear
I know I can't escape my:

مرگ نزدیک میشود

میدانم که این حقیقت دارد ، اما من ترسی ندارم

میدانم نمیتوانم بگریزم از :

 


FATE! Turns it's deadly wheel
Judgement day is closing in but still I cannot feel:

سرنوشتم ،چرخهای محلک آن میچرخد

روز رستاخیز نزدیک است ، اما هنوز نمیتوانم آن را احساس کنم

 


REMORSE! Is for the weak
I stand silent while they speak, their accusations are all:

 

افسوس ! به خاطر ضعفهایم

ساکت ایستاده ام در حالیکه آنها صحبت ميكنند ، اتهام آنها :

 


LIES! Spread by preaching men
I'm on trial for being who I am
And praising the Gods of my native land

دروغهايشان است ! که با موعظه کردن گسترش میابد

من خود را آزموده ام تا دریابم که کیستم

و من خدایان سرزمینم را میپرستم

 


I will stand firm, I refuse to kneel
The fury in me is divine
My dark grave awaits, my fate is revealed
But I'm not afraid to die

محکم خواهم ایستاد ، و از تسلیم شدن سرباز میزنم

روح انتقام در وجود من خداییست

قبر تاریک من انتظارم را میکشد ، سرنوشت من آشکار شده

ولی من از مردن نمی هراسم

 


Death! The day to die is here
The sun rides high on the northern sphere
And the executioner sharpens his:

مرگ ! اکنون روز مردن است

خورشید بر فراز کره شمالي بالا میرود

و جلاد تیز میکند:

 


Axe! Shines in the sun
I smile when they tie me down
And hear the sound of the falling blade
Death! Sweet death, relieve me from this world
Death! Sweet death, relieve me, relieve:

تبرش را ! که در نور خورشید می درخشد

من میخندم زمانی که آنها مرا به زمین میکشند

و به صدای شمشیرهای در حال سقوط گوش میکنم

مرگ ! مرگ شیرین ، مرا از دنیا خلاص کن

مرگ ! مرگ شیرین ، مرا رها کن ، رها

 


So death finally came to him
The pagan man could not be turned
He faced death with a grin
Now his head rests in the dust

سپس مرگ بر او نازل شد

مرد كافر نترسيد و تسليم نشد

او با یک نیش خند با مرگ مواجه شد

اکنون سر او بر روی خاک افتاده

 


The proud man stood firm, he refused to kneel
Tehn fury in him was divine
Now he is dead, his fate has been sealed
He's brought to Golden Hall up high

 

مرد مغرور محکم ایستاده بود ، او در مقابل زانو زدن مقاومت میکرد ( همچنان مقاومت ميكرد تا در مقابل مسيحيان به خاك نيفتد )

آنگاه خشم در وجود او خدایی بود

اکنون او مرده ، سرنوشت او خاتمه یافته

او در اوج به سرای طلایی ( بهشت ) رسید

 

 

*****************        *         **************

 

 

اين ليريك نيز مانند باقي اشعار اين بند مزموني حماسي از زندگي وايكينگها و اهالي اسكانديناوي دارد كه در آن مانند شعر آرسون نشان از قدرت و اعتقاد قوي و استوار مردم اسكانديناوي نسبت به دين و مذهبشان و نيز مقاومت در برابر مسيحيان به چشم ميخورد

اين ليريك در واقع تمام اهالي شمال ( اسكانديناوي ) را در وجود يك مرد تشبيه كرده كه با اينكه تنها مانده ولي باز هم در مقابل مسيحيان مقاومت ميكند و بدون هيچ ترس و هراسي در مقابل آنها ايستادگي ميكند و حتي حاضر است از جان خود نيز بگزرد ولي به اعتقاداتش پشت نكند

اين شعر ميخواهد نشان دهد كه وايكينگها و به عبارت ديگر مردم اسكانديناوي هيچگاه تسليم مسيحيان نميشوند و حتي اگر يك نفر هم از كل جمعيت آنها باقي بماند باز هم مقاومت را سرلوحه كار خود قرار ميدهد

بايد به اين نكته نيز اشاره كنم كه مسيحيان به تمام افراد غير مسيحيpagan

ميگويند كه به معني كافر است

اشعارamon amarth  را ميتوان نمونه كامل و واقعيviking \ death metal  دانست چون در آن از تمامي عناصر قدرت ، عظمت مقاومت جنك ، نفرت و... استفاده ميشود و اينها از عناصر اساسي و پايه در وايكينگ متال ميباشند كه به نظر من تمامشان از بزرگ مرد تاريخ متال يعني.quorthon برگرفته شده ودر واقع ميتوان او را پدر وايكينگ متال امروزي دانست

 

 

بخش اول این لیریک از زبان کسی است که قرار است لحظاتی دیگر به دست مسیحیان کشته شود

و بخش دوم آن توسط فردي نوشته شده كه شاهد مراسم اعدام او بوده


?king lir | در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت 14:54 | پیوند |
we wiil rise

We will rise

 

Band : arch enemy

Gener : melodic death metal

Album : anthems of rebelion

Song : we will rise

 

 

ما بر خواهیم خواست

 

 

 

Tear down the walls
Wake up the world
Ignorance is not bliss
So fed up with second best
Our time is here and now

 

دیوارها فرو میریزند

دنیا بیدار میشود

چهل و نادانی سعادت نیست

بیزار از بهترین ثانیه

زمان ما اینجا و در همین زمان است

 

 

I am the enemy
I am the antidote
Watch me closely
I will stand up - now

 

من دشمن هستم

من ضد عشق پوچ هستم

از نزدیک مرا ببین

من خواهم ایستاد - اکنون

 

We will rise
Rise above

 

ما بر خواهیم خواست

بر اوج خواهیم ایستاد

 

Stereotype Fools
Playing the game
Nothing unique
They all look the same
In this sea of mediocrity
I can be anything
Anything I want to be

 

نادانهای یکسان

بازی میکنند

هیچ چیز یکتا و بی همتا نیست

آنها همه شبیه هم هستند

در این دریای متعادل

من نمیتوانم کسی باشم

من نمیخواهم کسی باشم

 

We will rise

 

ما قیام خواهیم کرد

 

 

**** * ****

 

 

در اینجا میبایست که این لیریک رو به صورت مفهومی برایتان توضیح بدم . به دلیل اینکه این لیریک در عین سادگی مفاهیم بسیار گستره ای دارد

ديوارها فرو ميريزند = حقيقت آشكار ميشود

دنيا بيدار ميشود = تمام جهان به اشتباهشان پي ميبرند و ميفهمند كه خدا وجود ندارد

جهل . ناداني سعادت نيست = منظور جهل و ناداني است كه در خدا پرستان وجود دارد

بيزار از بهترين ثانيه ها = از ثانيه هايي از زندگي كه براي عبادت صرف ميشود متنفرم

زمان ما اينجا و هم اكنون است = دنياي ديگري و جود ندارد و همه زندگي اينجاست

من دشمن هستم = من anti god (ضد خدا ) هستم ، دشمن تمام مسيحيان و كساني كه به خدا اعتقاد دارند

من ضد عشق پوچ هستم = من از عشقهاي بيهوده متنفرم ، محبت كردن بيهوده است

از نزديك مرا ببين = اگر خوب نگاه كني خشم و حقيقت را در چهره من خواهي يافت

اكنون من خواهم ايستاد = قيام خواهم كرد

ما بر خواهيم خواست = قيام را آغاز ميكنيم

بر اوج خواهيم ايستاد = ما در مبارزه و قيام خود پيروز خواهيم شد

نادانهاي يكسان = احمقهايي كه همه آنها يك كار را انجام ميدهند ، يعني كستني كه خدا را عبادت ميكنند

بازي ميكنند = منظور عبادت كردن است

هيچ چيز يكتا و بي همتا نيست = خدتوندي وجود ندارد

آنها همه شبيه هم هستند = همه آنها در اشتباهند ( همه خدا پرستان )

در اين دنياي متعادل = در اين دنيا كه جايي است كه نه مي توان در آن پيشرفت كرد و نه حتي پس رفت داشت ، چون اين دنيا ثابت ، پوچ و بيهوده است

من نميتوانم كسي باشم = من نميتوانم كه انساني برتر باشم ، منظور اين است كه هيچ پيامبري وجود ندارد چون هيچ انساني از ديگري برتر نيست

من نميخواهم كسي باشم = حتي اگر هم بخواهم نميتوانم كه نسبت به ديگران برتري داشته باشم چون اين زندگي و دنيا همه ژوچ و بيهوده هستند

 

ما قیام خواهیم کرد

 

باز هم در پایان امیدوارم که استفاده کافی و لازم رو از این ترجمه برده باشید


?king lir | در شنبه هفتم مرداد 1385 ساعت 23:32 | پیوند |