تبليغاتX
 "ZolmaT"
"ZolmaT"
Death metal
Bound in chains

با درود و سلام مجدد خدمت تمامي عزيزان
اين بار براي اين پست به سراغ گروه kataklysm رفتم كه اميدوارم مورد قبول شما عزيزان قرار بگيرد

در اينجا چند جمله اي را بر خلاف سنت گذشته كاريم براي دوست عزيز جناب lord impaler كه البته بنده شناختي از ايشون ندارم مينويسم . دوست عزيز از كامنتي كه گذاشتيد مچكرم . در كامنت نوشته ايد كه من توانايي ترجمه اشعار دث متال رو ندارم و اين به شخصه براي من اهميت فراواني دارد فقط ايكاش اشاره اي به اشكالات من در ترجمه ميكرديد تا من بتوانم با راهنمايي شما آنها را بر طرف كنم چون سرلوحه زندگي كاري من تنها يك كلمه ميباشد و آن كلمه چيزي جز "پيشرفت" نيست .
يك خواهش هم دارم از شما و آن اينكه اگر وبسايتي را اداره ميكنيد و يا در جايي نوشته هايتان را ثبت ميكنيد آدرس آن را در كامنتها ذكر كنيد تا با بررسي آنها بيشتر به اشكالات كارم پي ببرم . فقط يك نكته باقي ميماند و آن هم اين است كه شما به طور حتم نسبت به من شناخت نداريد درست همانند من كه شما را نميشناسم پس خواهش ميكنم اگر راغب هستيد براي آشنايي بيشتر با يك ايميل ساده خود را معرفي كنيد تا من بتوانم از كمك و راهنمايي شما در شناخت هرچه بيشتر دث متال به ويژه در ضمينه اشعار آن استفاده نمايم . در آخر هم براي شما آرزوي موفقيت و سربلندي دارم

 

bound in chains



band   : kataklysm
genre : ( brutal )death metal
album : shadows & dust
song   : bound in chains

 

اسير در قل و زنجير

 


as you enter my kingdom
the blood flows, the stream grows
locked inside this cage...
my heart weeps for freedom

از آن هنگام كه تو به قلمرو من پا گذاشتي
خون بر زمين جاري شد و طوفان شروع به وزيدن كرد
درون اين قفس محبوس شده ام
قلب من براي آزادي اشك ميريزد


i'm bound in chains
i'm a prisoner of your hate
i'm bound in chains
for eternity there's no escape
i'm bound in chains
darkness takes all the love i create

من در قل و زنجير به اسارت در آمده ام
من زنداني نفرت تو هستم
من در قل و زنجير به اسارت در آمده ام
تا ابد هيچ راه گريزي نخواهم يافت
من در قل و زنجير به اسارت در آمده ام
ظلمت تمام عشق مرا از من گرفت


the gates open wide, i look at the world outside
if i took one moment to cry
i would be denied

دروازه هاي كه باز هستند و من از طريق آنها به دنياي بيرون از قفس مينگرم
اگر لحظه اي مجال گريستن ميافتم
آنرا انكار ميكردم


i crawl into the abyss
i taste the fruit of solitude
no one is there for me... foreverlasating sleep

من در مغاك ميخزم
من طعم ميوه تنهايي را چشيده ام
هيچ كس به خاطر من اينجا نيست و من براي هميشه به خواب ابدي فرو ميروم


whirlwind inside my head
confusion to know who i am
i beg for a chance to redeem
to take back my self esteem

گربادي در درون مغزم ميوزد
از شناخت خود پريشانم  ( ميترسم از اينكه خود را بشناسم )
من براي لحظه اي آزادي استدعا ميكنم (من تقاضاي آزادي از قفس را دارم )
تا بتوانم اعتبار گذشته خود را بازپس گيرم

 


?king lir | در یکشنبه هفتم آبان 1385 ساعت 22:32 | پیوند |