تبليغاتX
 "ZolmaT"
"ZolmaT"
Death metal
The fate of norns

درود بر تمامی عزیزان

این با ر برای پست جدید ترجمه آهنگی بسیار زیبا از گروه Amon amarth رو آماده کردم 

این پست توضیح چندانی لازم ندارد وبه همین دلیل من از از نوشتن  مقدمه خودداری میکنم 

امیدوارم که مثل همیشه مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد

 

 

The Fate Of Norns

 

 

 

Band  : Amon amarth

 (Genre: melodeath (Viking metal

Album: fate of norns

Song   : fate of norns

 

 

 

 سرنوشت وایکینگها

 

 

 

I feel a chill in my heart

Like lingering winter cold

I and my son are torn apart

He was just 6 winters old

 

من در درون قلبم سرمای یاس و نا امیدی را احساس میکنم

( سرمایی ) مانند سرمای آخر زمستان

من و پسرم به شدت آسیب دیده ایم  ( البته پسرش مرده )

او تنها ۶ ساله بود

 

 

My first-born was he

And the last of my kin

The last one to carry my name

Death smiled at him its deadly grin

There is no one for me to blame

 

او فرزند ارشد من بود

تنها باقیمانده از خانواده و قوم و خویش من

آخرین بازمانده ای که نام مرا زنده نگه میداشت

مرگ نیشخند مهلک خود را بر او نمایان کرده

اینجا هیچکس نیست که او را مقصر بدانم ( تنها خود من مقصرم )

 

 

The fate of Norns await us all

There is no way to escape

The day to answer Oden's call

Or walk through hel's gate

 

تقدیر مردان شمال در انتظار همه ماست ( تقدیر و سرنوشت همه وایکینگها همین بوده است ) ( تا بوده همین بوده )

هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد

روز پاسخ به دعوت ادن

یا شاید روزی که باید در آن پا بر دروازه جهنم گذاشت

 

 

I carry him to my ship

He seems to be asleep

But the deep blue colour of his lips

Is enough to make me weep

 

من او را به درون کشتی خود بردم

به نظر میرسد که او خوابیده است

اما رنگ آبی  تیره ای ( که از شدت سرما ) بر لبان او نقش بسته

کافیست تا مرا به گریه بیاندازد ( چون این نشانه آن است که پسر من مرده )

 

 

No man should have to bury his child

Yet this has been my share

The tears i shed run bitter and wild

It's a heavy burden to bear

 

هیچ مردی نباید فرزندش را به خاک بسپارد

او هنوز قسمتی از وجود من است

اشکهای تلخ و دردناکی که من میریزم

بار سنگینی است که از تحمل من خارج است

 

 

His body feels so light in my arms

His skin is pale as snow

Yet his weight feels heavy in my heart

As my sadness continues to grow

 

بدن سبک او را در آغوشم احساس میکنم ( در اغوش گرفته ام )

پوست او همچون برف سفید شده است

اما هنوز غم از دست دادن او در قلبم سنگینی میکند

به طوریکه هر لحظه غم و اندوه مرا بیشتر میکند

 

 

Allfather!

What fate has been given me?

Why must I suffer?

Why must I feel this pain?

Allfather!

LIfe has lost it's meaning to me

I think I'm going insane!

 

اجداد من ( پدران من ) ( یا جدا )

این چه سرنوشت ( شومی ) است که به من اعطا کرده اید ( برای من به ارث گذاشته اید ) ؟

من برای چه باید رنج بکشم ؟

من برای چه باید این درد و رنج را احساس کنم ؟

اجداد من ( پدران من ) ( یا جدا )

زندگی ( پس از مرگ فرزندم ) دیگر معنی و مفهمومی برای من ندارد

من دارم دیوانه میشم

 

 

I lay him down on a pyre

A burial worthy a king

And as I lie down by his side

I hear the weaving norns sing

 

پسرم را بر توده هیزمی که برای سوزاندن جسد او جمع کرده ام خواباندم

او را چنان که شایسته یک پادشاه است تدفین کردم

و خود نیز در کنار او خوابیدم ( و خود را نیز با او سوزاندم تا بمیرم )

و زمانی که در حال مردن بودم صدای آواز تمام وایکینگها را که پیش از من مرده بودند را میشنیدم ( آوازی که به معنی خوش آمد گویی برای ورود به دنیایی دیگر بود )

 

 

The fate of Norns await us all

There is no way to escape

The day to answer Oden's call

Or walk through hel's gate

 

تقدیر مردان شمال در انتظار همه ماست ( تقدیر و سرنوشت همه وایکینگها همین بوده است ) ( تا بوده همین بوده )

هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد

روز پاسخ به دعوت ادن

یا شاید روزی که باید در آن پا بر دروازه جهنم گذاشت

 

 

The fate of Norns await us all

I know this to be true

It's time to answer Odens's call

My son, he calls for me and you

 

تقدیر مردان شمال در انتظار همه ماست ( تقدیر و سرنوشت همه وایکینگها همین بوده است ) ( تا بوده همین بوده )

هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد

روز پاسخ به دعوت ادن

یا شاید روزی که باید در آن پا بر دروازه جهنم گذاشت

 


?king lir | در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 15:33 | پیوند |