تبليغاتX
 "ZolmaT"
"ZolmaT"
Death metal
Dead sky dawning

درورد بر همگي
اين پست متعلق به شعري از گروه hypocrisy مي باشد كه در آن روايتي ازدنياي آينده بيان شده . در واقع اين شعر نوعي پيش گويي در مورد آينده بشريت است .
در كل اين شعر مضموني پرمحتوا به همراه فضاي كاملا استراتژيك دارد كه در آن به خوبي مفهوم و مقصودي را كه شاعر قصد ارايه آن را داشته ميتوان درك و لمس كرد
باز هم مثل هميشه اميد دارم كه مورد پسند و استفاده همه عزيزان قرار بگيرد


dead sky dawning

 

band : hypocrisy
genre: melodic death metal
album : the arrival
song : dead sky dawning

 


طلوع آسمان مرده

 

I woke up screaming from a nightmare
That seemed so real
A horrified vision of the skyline
Covered up in steel
I stumble outside, everything around me had changed
I could not believe my eyes
I stare into a world rearranged


من با وحشت از كابوسي كه  ديده ام در خواب برخواستم
اون رويا خيلي واقعي به نظر ميرسيد
اون رويا تصويري ترسناك از افق آسمان بود
كه با پولاد پوشانده شده بود ( پر از شمشير بود )
من از ديدن اين صحنه از ترس به خود ميلريزدم  ، و همه چيز در اطراف من ناگهان تغيير كرد
من نميتوانستم چيزي را كه ميبينم باور كنم
من خيره شدم به دنيايي كه از نو بنا شده بود

 

My heart was pounding faster
Am I awake or still in a dream
The vision of final disaster
The vision of empty streams


ضربان قلبم تند شده بود
من بيدارم يا هنوز در خواب رويا هستم ؟
تصويري از نهايت مصيبت و بدبختي
منظره اي از رودهايي كه خشك و بي آب شده اند

 

I see a dead sky dawning
A lethal encounter of the first degree
I see a dead sky dawning
No mercy for you, No mercy for me
I see a dead sky dawning
A lethal encounter of the first degree
I see a dead sky dawning
It's the end for you, It's the end for me


من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
برخوردي مهلك از كرانه هاي افق
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
هيچ بخشش و شفقتي براي تو و من وجو ندارد
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
برخوردي مهلك از كرانه هاي افق
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
اين براي من و تو پايان همه چيز است

 

The world is silent
Only the life from above can be seen
Mercy comes and blinded me
All fates creates and within for me


جهان آرام و ساكت شده
فقط روح زندگي در آسمانها جاريست
موهبتي به من شد و مرا نابينا كرد ( تا اين همه مصيبت را نبينم )
در درونم تمام سرنوشت شوم خود را به ياد مي آوردم

 

It' s not of this world
Our senses disappears
Something within me tells me
It's the end of humanity


اين ( منظره ها ) مطعلق به اين دنيا نيست
تمام احساسات ما از بين رفته
چيزي در درونم به من ميگويد
اين پايان كار بشريت است

 

My heart was pounding faster
Am I awake or still in a dream
The vision of final disaster
The vision of empty streams
Released from this nightmare
Let me wake up to find the world I knew
But then I see the things that surround me
I realize we are the chosen few


ضربان قلبم تند شده بود
من بيدارم يا هنوز در خواب رويا هستم ؟
تصويري از نهايت مصيبت و بدبختي
منظره اي از رودهايي كه خشك و بي آب شده اند
مرا از اين رويا رها كن
اجازه بده بيدار شوم تا دنيايي را كه ميشناسم بيابم
اما نگهان چيزهايي كه در اطراف من گرد آمده بودند را ديدم
و فهميدم كه تنها عده كمي زنده مانده اند

 

It's the end for me
They've come to take me away
Remembered as their prey
The execution right now taking fligh


اين پايان كار من بود
آنها آمده بودند تا من را با خود ببرند
انگار كه من قرباني آنها هستم
و من تنها كاري كه ميتوانستم انجام دهم اين بود كه از آنجا بگريزم

 


?king lir | در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 22:14 | پیوند |